بازگشت به معماری ایرانی؛ نجات انرژی در دل سنت!

بازگشت به معماری ایرانی؛ نجات انرژی در دل سنت!

از دل تاریخ تا امروز معماری سنتی ایران تنها یک خاطره نیست، بلکه راهی زنده برای ساختن آینده‌ای پایدار و هماهنگ با زندگی امروز است.

خبرگزاری مهر – مجله مهر: از میان شلوغی خیابان که عبور می‌کنم، صدای ممتد بوق ماشین‌ها گوشم را آزار می‌دهد. نگاهم را از خیابان به ساختمان‌های اطراف می‌چرخانم و به دنبال سردری می‌گردم که روزی نماد تهران بوده است. آدرسی که در تلفنم نوشته شده را نگاه می‌کنم، باید در همین نزدیکی‌ها باشد؛ چند قدم دیگر که می‌روم چشمم به دروازه‌ای می‌افتد که گویی از دل تاریخ بیرون آمده است و می‌گوید من هنوز ایستاده‌ام، در همین خیابان شلوغ من از یاد نرفته‌ام.

با یک نظر نمی‌شود از زیبایی اش دل کند، چند قدم عقب تر می‌روم، نقش‌های آبی رنگ در دل آجرها چقدر چشم نواز به‌نظر می‌رسند، گویی روح آدمی را از آن هیاهو جدا می‌کند. دو ستون بلند که در نگاه اول شبیه به محافظان باغ می‌مانند در راستای هم ایستاده‌اند و قسمت‌های بالاییشان پر از نقش و نگار است، میانه این دو ستون سربازانی نقش بسته‌اند که گویی وظیفه حفاظت بر دوش آنها است. میان این سردر، دو پنجره کوچک در طرفین و یک پنجره بزرگ‌تر درست در وسط قرار گرفته است که به نمادی برای ورود به دنیای دیگری آن طرف این شلوغی‌ها بدل شده است.

بازگشت به معماری ایرانی؛ نجات انرژی در دل سنت!

سردر باغ ملی نخستین نماد تهران

در بزرگ آهنی برای ورود به باغ، نیمه باز منتظر مانده بود، بالای در، قوسی رنگین شده با کاشی کاری‌های آبی وجود دارد که جمله «انا فتحنا لک فتحا مبینا» در میانه آن خودنمایی کرده و چشم هر ببینده ای را برای دقایقی به نقش و نگار خود جذب می‌کند.

مردی از کنار من رد می‌شود و با صدای بلندی می‌گوید "به به بنازم معماری ایرانی رو … " با خودم می گویم معماری. ساعتم را نگاه می‌کنم پانزده دقیقه‌ای هست خیره به نماد تهران قدیم ایستاده‌ام؛ باید داخل می‌رفتم و به قرار مصاحبه می‌رسیدم. هنگامی که از سردر عبور کردم؛ وارد جهانی دیگر شدم، گویی باغ از این جهان جدا افتاده و در آرامشی محض فرورفته است. گویی هنوز نگاه ناصرالدین شاه به میدان مشق مانده و هرروز آن را می‌نگرد. این باغ بستر وقایعی در تاریخ بوده است که هنگام حرکت کردن در آن گویی در میانه تاریخ راه می‌روی.

کمی جلوتر رو به روی ساختمان وزارت امور خارجه یا همان کاخ شهربانی سابق، ساختمانی که سازه‌اش الهام گرفته از تخت جمشید و با معماری باشکوهی همراه است، قرار گفت‌وگو را با نوید احمدی، یکی از معماران نسل جوان گذاشته‌ام، معماری که دغدغه‌مند و عاشق ایران است و برای همین تصمیم گرفتم تا با او مصاحبه‌ای درباره تلفیق معماری سنتی ایرانی با معماری مدرن در راستای صرفه جویی در مصرف انرژی انجام دهم. وقتی به محل مصاحبه رسیدم او در کنار نیکمتی رو به روی ساختمان منتظر بود، هنگامی که نشستیم خیره به معماری ساختمان گفتم: خیلی زیباست و او به آرامی می‌گوید: معمارش گابریل گورکیان پایه گذار معماری مدرن در ایران بوده؛ و بعد نگاهش را به سردر باغ ملی می‌دوزد و ادامه می‌دهد: سردر هم تلفیقی از معماری ایرانی و اروپایی است سوالی ذهنم را قلقلک می‌دهد و بی‌مهابا می‌پرسم: پس معماری اگر درست تلفیق بشود هم خیلی زیباست و هم قطعاً سودمند خواهد بود، درست است؟

مفهوم معماری سنتی ایران

نوید احمدی در جوابم سری تکان می‌دهد و می‌گوید: برای اینکه بتوانیم دوتا معماری را با هم تلفیق کنیم اول باید فهم دقیقی از هرکدام داشته باشیم. هویت فضایی معماری سنتی ایران، شاید در راز و رمز پیدا کردن مسیری برای آسوده زیستن است. در ایران، با مناطق اقلیمی متفاوت و شرایط متغیر آب و هوایی در فصول گوناگون سال، شیوه‌هایی منطقی و مناسب برای فراهم کردن آسایش ارائه داده است، مثلاً در فلات مرکزی ایران که بیش از نیمی از سال قطره‌ای نمی بارد، خانه‌های چهار فصل با ساختاری درون‌گرا با شیوه زندگی مردمان منطقه و با شرایط اقلیمی خاص انطباق پیدا کره است.

یا در نواحی شمالی و نوار ساحلی خزر، خانه‌ها به صورت برونگرا و با داشتن غلام گرد (فضایی ایوان مانند، ستون دار و سرپوشیده است که در معماری بومی شمال ایران دورتادور اتاق‌ها را می‌گیرد) تهویه طبیعی در شرایط مرطوب نوار شمالی میسر می‌کردند.

بازگشت به معماری ایرانی؛ نجات انرژی در دل سنت!

نمونه‌ای از غلام گرد در معماری بومی شمال ایران

پس می‌توان گفت هویت معماری در کالبد جست‌وجو می‌شود، نه در ظاهر. معماری سنتی ایران، در نگاهی جامع، معماری‌ای پایدار و متناسب با اقلیم، فرهنگ و بستر است؛ جایی که به فراخور مکان و نوع خاک، آجر مصالح اصلی دیوارهاست و جایی که سنگ، ماده غالب محیط است، دیوارها به صورت سنگ‌چین ساخته می‌شوند اما معماری مدرن، بیشتر بر حذف تزئینات اضافی و کنار گذاشتن ویژگی‌های معماری کلاسیک تأکید دارد. این نوع معماری تلاش کرده است مشکل افزایش جمعیت شهری و مهاجرت که سبب ایجاد دفاتر، کارخانه‌ها و مسکن‌های جدید شده را حل کند.

عناصر معماری سنتی ایران برای مصرف بهینه انرژی

برای ادامه صحبتمان به سمت ساختمان شماره هفت وزارت امور خارجه، سازه‌ای که در گذشته نامش باشگاه افسران بود، رفتیم. ساختمانی با معماری مدرن که برخی از مسئولان چند روزی در آن زندانی بودند؛ در کنجی نشستیم و من پرسیدم: عناصری در معماری سنتی ایران وجود دارد که بتواند کمکی به صرفه جویی در مصرف انرژی آن هم در این بحران حاضر، بکند؟

بازگشت به معماری ایرانی؛ نجات انرژی در دل سنت!

ساختمان قزاق خانه سابق

احمدی پاسخم را این گونه داد: بله؛ یکی از مهمترین ویژگی اشتراکی در تمامی اقلیم‌های گوناگون و منحصر به فرد ایران زمینه‌گراییست، که منجر به کاهش مصرف انرژی می‌شود، دقیقاً زمانی که به هنگام فرار از گرمای تابستان؛ ساخت و احداث گودال باغچه در اقلیم گرم و خشک، خاک حاصل از گودال به خشت‌های ساخت بنا تبدیل می‌شد. اگر بخواهم کمی واضح‌تر توضیح بدهم خانه بروجردی‌ها یک نمونه خوب برای فهم بهتر است، حیاط خانه از سطح طبیعی زمین و کوچه پایین‌تر است. بدین ترتیب، آب قنات و نهر جاری به طور طبیعی سوار باغ و باغچه داخل حیاط شده و اگر آب انباری بود، ذخیره می‌شد و یا با قرار گرفتن بخشی از ساختمان در داخل زمین، تبادل حرارت بین داخل و خارج بنا کاهش پیدا می‌کرد و نوسان درجه حرارت کمتر می‌شد.

بازگشت به معماری ایرانی؛ نجات انرژی در دل سنت!

حتی مصالح هم نقش بسزایی در عملکردهای حرارتی و برودتی داشتند؛ در دشت‌هایی فلات ایران، خشت و آجر که در منطقه به وفور یافت می‌شود یکی از مهم‌ترین مصالح است. این مصالح در طول روز دیر گرم می‌شوند و شب هنگام دیر حرارت خود را از دست می‌دهند. این باعث تعدیل نوسان حرارتی در طی شبانه روز می‌شود. البته امروزه هم توجه به ظرفیت‌های حرارتی برای کاهش میزان اتلاف و انتقال انرژی در مصالح از اهمیت و ضوابط به‌خصوص خود بهره مند است.

احیای معماری سنتی ایران در آن سوی مرزها

او مکثی کرد و مثالی زد که هردویمان از گفتن و شنیدنش اندوهگین شدیم: کشوری در نزدیکی مان از عناصر ایرانی با همین هدف استفاده کرده است، پروژه‌ی شهر مصدر در امارات متحده عربی نمونه‌ای برجسته از استفاده مدرن از الگوهای سنتی خاورمیانه‌ای و به‌ویژه ایرانی است. جایی که بادگیرها با الهام از معماری سنتی ایران در مقیاس بزرگ و با مصالح مدرن مانند فولاد بازطراحی شده‌اند آن هم نه صرفاً برای تزئین یا نمادگرایی، بلکه برای دست‌یابی به تهویه طبیعی، صرفه‌جویی در مصرف انرژی و ساخت شهری پایدار.

نگاهم را به ساختمان دوختم، هنوز صدای مصدق را در گفت و گو با زاهدی می‌توانستم بشنوم: آقای سرلشگر چرخ بازیگر از این بازیچه‌ها بسیار دارد. من تنها نگران ایران و هموطنان هستم، نه خودم. نمی‌دانم او هم می‌توانست صدای ما را بشنود؟ ما هویت معماری سنتی ایرانی را تقریباً از دست داده‌ایم در حالی که در آن سوی مرزها از تک تک عناصر ایرانی استفاده می‌شد تا بتوانند در مصرف انرژی صرفه جویی کنند، کشوری در نزدیکی مان، با اقلیم و فرهنگی مشابه، ارزش این الگوهای بومی را درک کرده و در معماری آینده‌نگر خود به‌کار گرفته است، اما ما در زادگاه این دانش معماری یا آن را فراموش کرده‌ایم یا در قفسه‌های نوستالژی زندانی‌اش کرده‌ایم.

بازگشت به معماری ایرانی؛ نجات انرژی در دل سنت!

پروژه شهر مصدر در ابوظبی، امارات متحده عربی

اقلیم در معماری

در ادامه گفت‌وگویمان چندباری از اقلیم صحبت کردیم، از او می‌پرسم این موضوع چه مفهومی در معماری دارد؟ احمدی می‌گوید، درواقع طراحی زیست اقلیمی در خانه، به معنای توجه به شرایط اقلیمی برای رسیدن به محیط متعادل برای رفع نیازهای سکونتمان است. مخصوصاً امروزه با توجه به منابع محدود و رو به اتمام مان، توسعه شهر و خانه باید بر اصول پایدار و اقلیمی به گونه‌هایی باشد که آیندگان نیز از میراثی که از منابع گذشته در اختیار ما قرار داده شده، بهره ببرند. در زمانی که ساخت خانه، یکی از پرمصرف کننده ترین منابع انرژی حساب می‌شود، رویکردهای زیست اقلیمی و معماری پایدار، راه نجات و برون رفت از بحران‌های آینده است.

از موانع تا تعلق در سازه‌های سنتی ایران

او درباره اینکه چه موانعی باعث شد کمتر به سوی معماری سنتی برویم جواب می‌دهد، نگاهی سطحی به اصالت و هویت معماری وجود داشت و این خود یک مانع بسیار بزرگ بود، وقتی بسیاری از افراد این نوع دیدگاه و نظر را دارند که معماری سنتی ایران را در آجر و یا رنگ فیروزه‌ای می‌بینند، این نادرستی در فهم سبب می‌شود تا لحظه‌به‌لحظه از کالبد فاصله بگیریم تا جایی که یک عنصر مانند آجر حکم معرفی هویت را پیدا می‌کند. البته موانع دیگر هم کم نبودند؛ از تغییر سبک زندگی تا سلیقه بازاری همه باعث شده‌اند تا آن الگوهای هوشمند سنتی کم‌کم از معماری امروز حذف شوند.

با این حال، نگاه او هنوز روشن بود و ادامه می‌دهد: هنوز هم می‌شود از ظرفیت مصالح بومی بهره گرفت. هنوز هم می‌توان معماری‌ای خلق کرد که نه تنها مصرف انرژی را کاهش دهد، بلکه به انسان احساس آرامش بدهد. سری تکان دادم و نگاهی به اطراف باغ انداختم و گفتم: ولی جدا از همه موانع، شما هم احساس می‌کنید این ساختمان‌ها برایمان غریبه نیستند؟ انگار در خانه خودم هستم، این بناها را می‌شناسم، گویی برایم یادآور خاطرات است. احمدی لبخندی زد و ادامه داد: معماری فقط چیدمان آجر و چوب نیست، بلکه بخشی از خاطرات، احساسات و ناخودآگاه جمعی ما است. فضاهای سنتی حافظه‌ی زنده‌ی انسان‌ها هستند. حافظه‌ای که هنوز هم در گوشه‌های ذهن‌مان نفس می‌کشد.

مثلاً ارسی‌ها را ببینید؛ این پنجره‌های چوبی با شیشه‌های رنگارنگ فقط یک عنصر تزئینی نبودند؛ آن‌ها بازی نور و احساس بودند. صبح که نور از شیشه‌های آبی و سبز عبور می‌کرد، خنکی دلنشینی در اتاق می‌پیچید؛ حسی شبیه نسیم صبحگاهی؛ ظهر، رنگ‌های گرم‌تری مثل زرد و قرمز خودشان را نشان می‌دادند و فضا را پر از انرژی و جنب‌وجوش می‌کردند و عصرها، وقتی رنگ‌های نارنجی و کهربایی از پنجره‌ها روی دیوار می‌نشستند، حس غروب و آرامش در فضا جاری می‌شد؛ انگار خانه هم، مثل آدم، روزش را زندگی کرده و حالا به تماشای شب نشسته است.

بازگشت به معماری ایرانی؛ نجات انرژی در دل سنت!

البته این احساس به صورت علمی ثابت شده است. این احساس تعلق و آشنایی همان چیزی است که کارل یونگ درباره اش صحبت کرد. یونگ معتقد بود برخی فرم‌ها و فضاها در ناخودآگاه جمعی بشر جای گرفته‌اند. یعنی بدون آنکه بدانیم چرا، با دیدن آن‌ها احساس آشنایی، آرامش یا تعلق می‌کنیم و معماری سنتی ایران پر از نمادها و فرم‌هاست؛ فضاهایی که پیش از آنکه به کارایی فکر کنند، به انسان فکر کرده‌اند؛ به حس زیستن، نه صرفاً سکونت. شاید به‌خاطر همین است که معمار ایرانی در گذشته ناخواسته یا آگاهانه فضاهایی می‌ساخت که با روان انسان هماهنگ بود، نه صرفاً با نیاز عملکردی او.

پلان نهایی

در میانه مسیرمان به سمت خروج از باغ آخرین سوال را از او پرسیدم: اگر روزی برسد که خانه‌ی خودتان را طراحی کنید با کدام عنصر معماری سنتی ایران، طراحی را انجام می‌دهید؟ او جواب داد: قطعاً طرحی که می کشم متناسب با اقلیم آن منطقه است ولی بادگیر و باغچه عناصری هستند که در تغییرات آب و هوایی امروز همچنان نقش خود را به خوبی ایفا می‌کنند.

بعد از یادداشت جواب دفترچه ام را بستم، حالا دوباره در مقابل سردر باغ ملی ایستاده‌ام، چشمانم را در اطراف باغ چرخاندم، بعد از این مصاحبه پی بردم که می‌توان به معماری سنتی ایرانی بازگشت، بازگشتی که ضروری است، آن هم نه فقط برای تداعی احساس تعلق و یا یک بازگشت نوستالژیک بلکه برای انتخاب آینده‌ای پایدار، جایی که معماری با اقلیم، با فرهنگ و با انسان دوباره معنا پیدا می‌کند.

کد خبر 6564396

  • تلگرام خبرگزاری زیر خبر
  • تلویزیون آن
  • راه‌اندازی قطار قم – کربلا در حال پیگیری است

  • بزرگترین کارخانه روغن کشی در مازندران راه اندازی شد

  • خط دوم متروی قم به فرودگاه متصل می‌شود

  • ۲۰۱ معتاد متجاهر در فلاورجان جمع آوری شد

  • صعود شفیعی و اعتمادپور به نیمه‌نهایی اسکواش PSA تاشکند

  • نشست خبری رئیس فدراسیون جهانی وزنه‌برداری

  • کاشان غرق شادی میلاد؛ «جشن امت احمد» با شکوه مردمی برگزار می‌شود

  • هلاکت ۲ نظامی تیپ گولانی در غزه

  • بازگشت به معماری ایرانی؛ نجات انرژی در دل سنت!

  • «استرالیا» از ۱۵ شهریور در قزوین روی صحنه می‌رود

  • رتبه‌های برتر کنکور سراسری ۱۴۰۴ معرفی شدند

  • ونس: در صورت وقوع اتفاقی ناگوار برای ترامپ، آماده رهبری آمریکا هستم!

  • ترامپ کجاست؟

  • تداوم هوای گرم تا اواسط هفته؛ بارش باران در ۵ استان کشور

  • ۳ «عملیات امنیتی بسیار سخت» در غزه؛ ۱۳ صهیونیست کشته و زخمی شدند

  • شگردهای جدید سارقان در تهران+ فیلم

  • «بمب ساعتی» آمریکا در عراق؛ حرکت موج داعشی‌ها از سوریه

  • توکلی: مراکز درمانی آسیب دیده در جنگ بازسازی شدند

  • ۴ نظامی صهیونیست ناپدید شدند؛ «پروتکل هانیبال» فعال می‌شود

  • شرایط ادامه همکاری بسکتبال ایران و مانولوپولوس؛ وزیر حرف آخر را می‌زند

  • روزنامه‌های صبح شنبه هشتم شهریور ۱۴۰۴

    روزنامه‌های صبح شنبه هشتم شهریور ۱۴۰۴

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *